جک و جونور

یکشنبه 27 اسفند 1396 07:33 ب.ظنویسنده:

 
جَـک و جانـوران آمدند از راه
هجوم می آورند کم کم به هرجا

زِهَر روزنه ای آیند چه جوری
یه چند تا هم عبور کردند ز توری

پشه و مگس در پرواز بدیدم
یه چند گونه ای هم انگار جدیدن

یه جاندار آمده،هست رنگِ او زرد
چنان نیش میزند چند روز کُنَد درد

بیُفتاد بر مگس این بار نگاهم
نشسته بر لبِ ظرفِ غذایم

پشه هم میرسد نزدیکِ گوشم
به وقتِ خواب زمانی که خموشم

پشه دیگر مرا رسوا گردانْد
دَمِ گوشم برقصید و همی خواند

یا اینکه میزند نیش بردماغم
مرض دارد نمیذارد بخوابم

گرفتند اینها حالم به هر نَحو
فقط آرام شوند گویی دَمِ مرگ

جدیداً آنها سخت میتوان کُشت
چو کُشتی میرسند هر دَم به یک مُشت


شعرطنز از سعید یوسف زاده
هرگونه کپی کردنِ این شعر ممنوعِ


 
یکشنبه 27 اسفند 1396 09:41 ب.ظ
یعنی تو این هوای سرد واقعا اینهمه حشره ریخته دورو برت؟؟؟ گناهی تو...
سعید یوسف زاده
یه چند روز هوا گرم شد اومدند که.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نمایش نظر 31